به وبلاگ srstv خوش آمدید
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
سه شنبه 21 آذر 1396 :: نویسنده : sepehr rostami
وبلاگ srstv میخواهد که در چند بخش 
وجود خدا را اثبات کند برای کسانی که به خدا باور ندارند
جهت مشاهده پخش اول به ادامه مطلب بروید




بخش اول 

به هر حال از ابتدای خلقت بشر این سه غریزة‌ «خداجویی» و «خداخواهی» و «خداپرستی» در نهاد آدمی وجود داشته است. گر چه برخی از انسانها در تعیین این مصداق خداپرستی به خطا رفتهاند. از جملة آیاتی كه دلالت بر فطری بودن «خداشناسی» میكند این آیه است: «هنگامی كه در كشتی سوار میشوند؛ خدا را با اخلاص میخوانند، ولی آنگاه كه (خدا) آنها را به خشكی رساند، (و از غرق و هلاك ) نجات بخشید ناگهان به پروردگار خود شرك میورزند».
در حدیثی بسیار زیبا در شرح این آیه آمده است: شخصی به حضرت صادق ـ علیه السلام ـ عرض كرد: مرا به خدا راهنمایی كن. فرمود: هیچ سوار كشتی شده
ای؟ گفت:‌ آری. فرمود: هیچ اتفاق افتاده است كه كشتی تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشی و چارهای برای نجات نیابی؟ گفت: آری. فرمود: آیا دل تو تعلق گرفت به اینكه موجودی هست كه قادر به خلاصی تو باشد، گفت: آری. فرمود: « فذلك الشیء هُو الله القادرُ عَلَی الانجاءِ حَیثُ لا مُنجیَ و علَی الاغاثَه لا مُغیث»
 پس آن موجود همانا خدای قادر متعالی است.

2. برهان امكان و وجوب

قبل از بیان اصل برهان و مقدمات آن باید توجه داشت كه این برهان، خدا را تنها به عنوان «واجب الوجود» یعنی موجودی كه وجودش ضروری و بی‏نیاز از ایجاد كننده است اثبات میكند و صفات ثبوتیه و سلبیة او مانند علم و قدرت و جسمانی نبودن و زمان و مكان نداشتن را باید با براهین دیگری اثبات كرد.

متن برهان: موجود ـ به حسب فرض عقلی ـ یا واجب الوجود است و یا ممكن الوجود، و هیچ موجودی عقلا از این دو فرض، خارج نیست. و نمیتوان همة موجودات را ممكن الوجود دانست، زیرا ممكن الوجود نیاز به علت دارد و اگر همة علتها هم ممكن الوجود و به نوبة خود نیازمند به علت دیگری باشند هیچ گاه هیچ موجودی تحقق نخواهد یافت و به دیگر سخن: تسلسل علتها محال است پس ناچار سلسلة علتها به موجود دیگری منتهی میشود كه خودش معلول موجود دیگری نباشد یعنی واجب الوجود باشد.






اما تبین مقدمات بحث:

1. هر چیزی نسبت به وجود و عدم از سه حال خارج نیست:

الف) وجود برای آن شیء ضرورت دارد و محال است كه معدوم باشد. از چنین موجودی در فلسفه به واجب الوجود نام میبرند، لذا واجب الوجود موجودی است كه خود به خود وجود داشته باشد و نیازی به موجودی دیگر ندارد.

ب) شیئی كه وجود و عدم برای او یکسان است یعنی نه وجودش ضرورت دارد و نه عدمش ضروری است. لذا برای اینكه وجود پیدا كند نیاز به موجود دیگری دارد از این وجود به «ممكن الوجود» تعبیر شده مثل انسان و حیوان و...

ج) شیئی كه نه تنها وجود برایش ضرورت ندارد بلكه عدم برایش ضروری است مانند وجود شریك الباری كه ممتنع الوجود است.

2. مقدمة دوم اینكه «هر ممكن الوجودی نیازمند علت است». در توضیح این مقدمه میگوییم:

با توجه به اینكه ممكن الوجود خود به خود وجود ندارد و لذا برای تحقق خود محتاج و نیازمند موجود یا موجودات دیگری است. چرا كه چنانكه در تعریف ممكن الوجود ذكر كردیم او نسبت به وجود و عدمش مساوی دارد لذا هستی و كیان خود را یا از خودش باید دریافت كند كه این دور است و محال است و از طرفی چیزی كه خودش نیازمند است و فاقد است چگونه میخواهد به خود هستی دهد و از یك جنبه هم معلول باشد و هم خودش علت خودش باشد این محال و باطل است. و یا اینكه باید هستی خود را از دیگری بگیرد تا پای به عرصة وجود بگذارد. بنابراین هر ممكن الوجودی كه خود به خود متصف به وجود نمیشود بواسطة موجود دیگری بوجود میآید و معلول آن خواهد بود. و این همان اصل مسلم عقلی است كه: هر ممكن الوجودی نیازمند به علت است. البته دقت شود كه هر ممكن الوجودی چنین خاصیتی دارد نه اینكه هر موجودی نیازمند علت است تا ایراد شود پس خدا هم محتاج علت است.

3. مقدمه سوم؛ محال بودن تسلسل علل است. توضیح اینكه سلسلة علل باید منتهی به موجودی شود كه خودش معلول نباشد و به اصطلاح تسلسل علل تا بینهایت، محال است.زیرا چنانكه بیان شد، وجود معلول، وجودی است وابسته، محتاج، نیازمند و غیر قائم به ذات خود. حال اگر فرض كنیم كه سلسلة بینهایتی از چنین موجوداتی وجود داشته باشد، لازم میآید بینهایت وجود محتاج و وابسته و قائم به غیر داشته باشیم بیآنكه آن غیر، و آن وجود مستقل كه تكیه گاه این وجودهای وابسته و محتاج است موجود باشد و این محال است.

با توجه به این مقدمات، این برهان را به تقریری دیگری بیان میكنیم كه از او به برهان صدیقین تعبیر شده است. به این بیان: وجود از دو حال خارج نیست یا واجب الوجود است و قائم به ذات خود است یا واجب الوجود نیست. اگر واجب الوجود باشد مقصود ما كه همان اثبات واجب الوجود است حاصل میشود و اما اگر واجب نباشد یعنی ممكن و قائم و وابسته به غیر باشد مستلزم وجود «واجب الوجود»‌ است زیرا دور و تسلسل محال است؛ زیرا اگر وجود قائم به ذات خویش نباشد ناگزیر باید علت داشته باشد؛ این علت اگر واجب الوجود باشد، مطلوب حاصل میشود و اگر نباشد ناچار باید معلول علتی باشد و آن علت هم اگر واجب باشد فهو المطلوب و اگر نباشد... و چون دور و تسلسل باطل است، سرانجام این رشته باید به واجب الوجود منتهی شود.

البته در این باب براهین فراوان دیگری چون برهان نظم، برهان حركت، برهان حدوث و... وجود دارد.




پایان بخش اول 








نوع مطلب :
برچسب ها : خدا شناسی،
لینک های مرتبط : تلگرام، کانال آپارات،


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

مدیر وبلاگ : sepehr rostami
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 

srstv

srstv

srstv

ساعت مچی

|

جلوگیری از کپی کردن مطالب